مقدمه ای بر الگوهای نوینِ توسعه پایدار روستایی با تأکید برالگوی اسلامی ایرانی پیشرفت / دکتر اصغر نوروزی آورگانی

چکیده:

در طول تاریخِ زندگی بشر، «هماهنگی و سازگاری با طبیعت» مهمترین راهکار حفظ بقای انسان بوده است. با ورود به مرحله جدید و آموختن چگونگی بهره برداری از محیط، نوعی تحول در روابط انسان و محیط بوجود آمد، ولی چندان قابل توجه نبود. در دهه­های اخیر، تحت تأثیر اندیشه ها و نظریه های توسعه ای، زمینه­های تسلط فزاینده بشر بر طبیعت فراهم شد و تعادل گذشته به زیان «طبیعت» به هم خورد. ورود آلاینده­های صنعتی و آلودگی­های زیست محیطی، تخریب مراتع و جنگل­ها، فرسایش خاک، مصرف فزاینده منابع تجدید پذیر و … از جمله نتایج این رویارویی بود. با نمایان شدن عمق فاجعه تخریب محیط و ناکارآمدی مکاتب توسعه، از دهه۷۰ «الگوی توسعه پایدار» به عنوان نوشداروی رفع معضلات مذکور به جامعه جهانی ارائه گردید و در ابعاد متفاوت ( اقتصادی، اجتماعی، زیست  محیطی و …) و سطوح مختلف مکانی (بین المللی تا محلی) مورد کاربرد قرار گرفته است.

با گذشت بیش از ۴۰ سال از ارائه این الگو هر چند موفقیتهای زیادی در زمینه حفاظت از محیط زیست و توسعه اقتصادی- اجتماعی کسب گردید؛ اما باز هم در تعاریف و مفاهیم این الگو بر مسائل مادی زندگی بشر و حفظ محیط زیست جهت بهره برداری در آینده و نوعی جنبه طلبکارانه بشر از طبیعت، تأکید شده است. این در حالی است که نه تنها بر جنبه های معنوی، اخلاقی و روحی بشر به عنوان بعدی از توسعه توجه نشده است، بلکه تأثیرات نوع جهان بینی و مبانی فکری و فلسفی انسانها بر حفاظت از محیط زیست ( به عنوان بخشی از جهان هستی) و تحقق توسعه پایدار مورد غفلت قرار گرفته است.

لذا در پاسخ به مصادیق مذکور و بعلاوه انتشار این تفکرات از مبانی فکری و فلسفی غرب، که تفاوت اساسی با مبانی نظام اسلامی از یک سو و شرایط داخلی ایران از سوی دیگر دارد، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به عنوان نظریه ای جامع، جهت پیشرفت مادی و معنوی انسان امروز و نسلهای آینده و در چارچوب شرایط داخلی ایران، در سالهای اخیر توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران مطرح گردید.

در این پژوهش­که از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی با رویکرد سیستمی است، با در نظر گرفتن بدیع بودن موضوع، سعی گردید ابتدا تشریح مبانی نظری مرتبط با بحث اشاره، سپس الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت تشریح و در ادامه به صورت کاربردی وضعیت موجود یک منطقه نمونه بررسی گردد. سرانجام به صورت تئوریک بر تعیین جایگاه نواحی روستایی و مطالعات محیطی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقدام شود.  الگوی نهایی با عنوان “پیشرفت روستایی” که هم دربردارنده اهداف و آرمانهای توسعه پایدار روستایی است و هم فراتر از آن با بومی گرایی از یک سو و برخورداری از آموزه های دینی و معنوی از سوی دیگر، راهکارهای مناسب و عملی در این راستا دارد، معرفی، تبیین و تشریح می گردد.

لذا با کاربرد مدل­های مختلف ابتدا توان محیط ارزیابی و وضعیت پایداری آن بررسی و در نهایت میزان تخریب و ناپایداری منطقه تعیین گردید. که این موارد به عنوان کاربردی ترین شیوه های بررسی و تبیین وضع موجود جهت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بوده و در نهایت جایگاه مطالعات محیطی و روستایی در این الگو مشخص و ارائه شده است. حاصل کاربرد مدل­های مذکور و تبیین جایگاه مطالعات محیطی و روستایی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نتایجی را به شرح زیر در بر داشته است:

مقایسه بین نقشه­های کاربری بهینه با اراضی در وضع موجود منطقه نشان می­دهدکه  ۸۳%  کاربری­های وضع موجود با کاربری بهینه دارای تطابق نسبی و یا هیچگونه تطابقی نداشته و نوعی ناپایداری در بهره برداری از محیط وجود دارد. بررسی تعداد ۴۱ شاخص در ابعاد مختلف در چارچوب DSR نیز نشان داد که از مجموع شاخص­های محیطی۸۰% ، شاخص­های اقتصادی ۲۷%  و شاخص­های اجتماعی ۲۰% در شرایط ناپایدار قرار دارند. نتایج حاصل از مدل تخریب نیز نشان داد که: هیچ واحدکاری به لحاظ دامنه تخریب فاقد محدودیت نیست. از دیدگاه تحلیل در سطوح روستایی نیز بیش از۳۰ % روستاها دارای محدودیت توسعه بوده است. بنابراین واضح است که الگوهای توسعه غربی و بویژه توسعه شتابان در دهه های اخیر در منطقه بسیار ناموفق بوده، از طرفی شرایط منطقه در وضعیت ناپایداری قرار دارد. البته لازم به توضیح است که خوشبختانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اقدامات مهمی صورت پذیرفته و زیربناهای حرکتهای بزرگ تا حدودی مهیا گردید؛ اما تحت تأثیر مبانی نظری منتج از راهبردهای غربی، در واقع رشد و توسعه در ابعاد فیزیکی و حول محول اقتصاد مد نظر بوده است.

لذا بر این اساس مشخص گردید که مدلهای مذکور با توجه به رویکرد بومی گرایی در آنها، می توانند در تبیین وضعیت موجود هر منطقه و ارائه راهکار در راستای تحقق توسعه پایدار روستایی موفق عمل کنند. بعلاوه نتایج نشان داد که در آخرین الگوها و پارادایم های موجود نیز نواقصی با توجه به مبانی فکری و فلسفی آنها وجود دارد که ضرورت ارائه الگویی بومی و منتج از اندیشه ها و مبانی فکری و فلسفی اسلامی جهت تحقق و تکمیل الگوی توسعه پایدار، به منظور حفاظت از محیط از یک سو و از سوی دیگر ارج نهادن بر ابعاد مادی و معنوی انسان روستایی را انکار ناپذیر می سازد؛ چراکه در اندیشه های غربی که از نتایج آن ارائه الگوی توسعه پایدار نیز بوده است، اصالت فردی، مادی و تک ساحتی بودن به همراه نوع نگاه خاص به انسان و به عنوان موجودی مشابه سایر جانداران و با تفاوت در عقل که وی را مجهز به ابزار عقل می داند و شرایط را برای تسلط بر آنچه می خواهد فراهم می کند، در اولویت و از اهداف اصلی است.

دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که مطالعات محیطی و روستایی می تواند به عنوان بخشی از مطالعات وضع موجود با توجه به شرایط خاص انسانی و طبیعی این مناطق، جایگاه مشخصی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت داشته باشد. همچنین مشخص گردید که الگوی پیشرفت روستایی به عنوان الگویی جامع تر و فراتر از اهداف پارادایم توسعه پایدار روستایی می باشد؛ و نه تنها اهداف این پارادایم بین المللی را محقق، بلکه شرایط بهتری را بر مبنای اندیشه های اسلامی در خصوص محیط زیست و توسعه ارائه خواهد داد. به عبارت دیگر با تمرکز بر ابعاد مختلف حیات بشر، اصالت مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، دوساحت انسان و بالاخره عدم جدایی بین انسان و طبیعت می تواند در این زمینه بسیار کارساز باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*