مفهوم، مبانی و شاخص‌های اصلی عدالت اجتماعی از منظر انقلاب اسلامی / دکتر سید محمد اصغری

چکیده:

«ولا والله لاتزکو صلاه بغیر ولایه العدل الامام (ی)»

محمد بن عبدالله حمیری[۱]

تمرکز: «قدرت، ثروت و معرفت» یا اطلاعات در طول تاریخ همواره موجب ستم و انحصار بوده است. می‌گویند انقلاب فرانسه علیه قدرت، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه در رویاروئی با تمرکز ثروت و انقلاب اسلامی ایران، علیه تمرکز هر سه محور بوده است. این خیزش‌ها، در هریک از عرصه‌های یاد شده چهره نموده باشد، آرمان «عدالت اجتماعی» محور و مدار اصلی مطالبات نهضت‌های الهی و مردمی بوده است.

حیات و دیرپائی نظام اسلامی امّا، نشان روشنی از تکیه و تاکید این آئین مقدّس بر عدالت و دادگری اجتماعی دارد؛ حقیقتی که در سراسر قرآن کریم و روایات معصومین (ع) تبلور چشم‌گیری دارد.[۲] طرفه آنکه قرآن نه «ملاء و مترفین» را که امواج مردم (ناس) را «قائمین به قسط» و برپای دارندگان عدل معرفی می‌کند. از سوی دیگر، در نظام اسلامی، نه تنها «فرد» که «جامعه» هم دارای اصالت و شخصیت است. افزون بر این، در آئین مقدس اسلام، سه «ارزش» عظیم معنویّت (عرفان)، عدالت و آزادی، هماهنگ و همراه و متکامل‌اند. آزادی منهای عدالت، یا عدالت بدون آزادی، یا این هردو، بدون ابتناء بر «توحید» و آزادی درونی، ناتمام محسوب می‌شوند و این نگرش درتعریف عدالت و «حق» و دادگری اجتماعی و «مبنا» و «هدف» حقوق و فلسفه سیاسی، ایفاء نقش می‌کند؛ به گونه‌ای که «حقوق فطری» را بدون توجه به ارتباط عضوی جهان و وحدت عالم و درهم‌تنیدگی «حقوق و اخلاق» نمی‌توان تعریف و توصیف کرد. این مبانی برای تعریف «عدالت اجتماعی» هم ویژگی‌هایی را در نظر می‌گیرد و همین منزلت و مکانت است که «عدالت و مسئولیت» را همراه و هم‌عنان می‌سازد و انسان را نه تنها در نسبت با «بقاع و بهائم»[۳](نهج البلاغه، فیض، خطبه ۱۶۵) که در مناسبات تاریخی، مسئول امروز و دیروز و فردای تاریخ می‌کند و این تعهّد عظیم، سر از گسترش «عدالت در میان نسل‌ها» و حفظ محیط زیست و حراست از تمدن و میراث بشری درمی‌آورد و آن را نه فقط صفتی برای افراد و کارگزاران که صفت نهادها و شاکله اجتماعی و سازمان‌های عمومی توصیف می‌کند و راولز نیز عدالت و دادگری اجتماعی را به مثابه «تقوای نظام اجتماعی» معرفی می‌کند که: «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم»! (مطهری، ۱۳۸۱، ص ۲۱۸)

[۱]حکیمی، محمدرضا، قیام جاودانه، ص ۱۶۳، دفتر نشر، ۱۳۷۲

[۲] ظلم و ستم حدود ۲۹۰ بار در قرآن کریم تقبیح شده است.

[۳] «انتم المسئولون حتی عن البقاع و البهائم» نهج البلاغه شریف.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*