مبانی روان شناختی خانواده و رابطه زن و شوهر با تأکید بر حقوق عاطفی متقابل / دکتر غلامعلی افروز

چکیده:

خانواده، تنها نهاد فطری، طبیعی، بی‏بدیل و جاودانه بشری است و همه نهادهای اجتماعی برای استحکام خانواده تأسیس می گردند. نظام خلقت الهی بر زوجیت استوار است و ذات اقدس احدیت همه‏ی پدیده‏ها و شگفتی‏های هستی را بر پایه زوجیت و کفویت می‏آفریند.

خانواده، دو رکن اساسی دارد، زن و شوهر؛ و فرزندان -اگر باشند- ، هبه‏ی الهی (امانت و هدیه) هستند. خانواده با پیمان عرشی ازدواج و میثاق مقدس همسری زن و مردی هوشمند، آگاه، توانا، متعهد و مسؤولیت‏پذیر، با اراده و اندیشه نیل به آرامش حقیقی و تجربه‏ی خوشبختی به معنای دقیق آن بنا می‏گردد. چراکه غایت زوجیت، رسیدن به آرامش جاودان است و خوشبختی یعنی برخورداری از احساس مملو از آرامش و دل‏آرامی و امنیت درون.

بی تردید، آرامش روان و بستر شکوفایی مطلوب وجود، همه در خانواده هموار می‏گردد. چرا که انسان همواره از دو موهبت و منبع اصلی آرامش بهره مند می گردد: یاد خدا و آرامیدن در کنار همسر آرامشگر.

اصلی‏ترین مؤلفه‏های سلامت و تعالی جوامع بشری را می‏بایست در کانون خانواده وارزش‏های حاکم بر آن جستجو نمود. خانواده‏ی مطلوب و متعادل و متعالی، خانواده‏ی خوشبختی است که همسران آرامشگر، در تحقق بخشیدن به غایت زوجیت که همانا نیل به آرامش جاودان است، زیباترین، گیراترین و پرجاذبه‏ترین رابطه‏های متقابل را به نمایش می‏گذارند و کانون خانواده را به بوستان پرنشاط زندگی و آموزشگاه پویا و بی‏بدیل عروس‏پروری و دامادپروری مبدّل می‏نمایند.

نگاه انتزاعی به دنیای کودکان و نوجوانان، مجزا دیدن نوجوانان و جوانان از نهاد خانواده، طراحی و اجرای برنامه‏های خاص بدون لحاظ نمودن ارزشمندی، اثربخشی، قدرت و اقتدار خانواده برای جوانان نمی‏تواند سرانجام چندان مطلوبی داشته باشد. پس، باید همه را در خانواده دید و با خانواده دید و می بایست نگاهمان نگاه خانواده بنیاد و خانواده‏محور باشد. از این جهت شایسته و بایسته آن است که همه‏ی برنامه‏های ملی و بین‏المللی، همه‏ی قوانین مدنی در حوزه‏های گوناگون، عمدتاً خانواده محور بوده و صلابت و تعالی خانواده‏ها را مدنظر قرار دهد.

به منظور دستیابی به هدف غایی ازدواج که همانا نیل به کمال آرامش و تجربه خوشبختی است، اساسی ترین مولفه های احساس آرامش را می بایست در جاذبه های عاطفی و روانی زوجین و حاکمیت حقوق حقّه عاطفی زوجین جستجو نمود. چراکه اصلی ترین ریشه های همسرگریزی، همسر ستیزی، جدایی و طلاق را در گستره جهان در غلبه دافعه های روانی، رفتاری و نفسانی زوجین پدیدار می گردد. از این رو بایسته و شایسته است که زن و شوهر همواره در اندیشه حُسن تأمین نیازهای فطریِ عاطفی و روانی یکدیگر باشند. بدیهی است با توجه به فلسفه و هدف غایی ازدواج ، تلاش در تأمین نیازهای فطری عاطفی و روانی در گستره حیات مشترک، به هیچ وجه تعطیل بردار نیست.

زن و شوهر همواره نیاز به نوازش و آرامشگری بصری، صوتی و حسی/ لمسی همدیگر دارند. به عبارت دیگر از جمله حقوق حقه عاطفی متقابل زوجین نوازشگری و رامشگری بصری و صوتی می باشد و انتظار می رود همیشه زن و شوهر در شرایط و موقعیت های مختلف دل آرام ترین نوازشگری حسی، زیباترین نگاه و دلنوازترین صوت و کلام  را تقدیم همدیگر نمایند.

تاکید پیامبر اعظم صلی الله علیه و سلم در به زبان آوردن مکنونات درونی و ابراز محبت قلبی در حقیقت برخاسته از نیاز فطری و اساسی انسان به خصوص همسران به زبان تایید، تشویق، ترغیب و تکریم و محبت است و این مهم از حقوق حقه عاطفی زوجین است. چرا که همه‏ی انسان‏ها فطرتاً محبت‏پذیرند و اخم‏گریز، تایید طلب‏‏اند و تکذیب‏ستیز، تکریم‏پذیرند و تحقیرگریز٫

در کلام حق تعالی نزدیک‏ترین و محرم‏ترین و محق ترین انسان‏ها در گستره‏ی حیات زن‏ها و شوهرها می‏باشند. چنین نزدیکی و محرمیت‏ها را خالق منان در قرآن کریم بدین صورت توصیف می‏فرمایند: هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُم وَ انتُم لِبَاسٌ لَّهُنَّ[۱]، زن و شوهر لباس و مصونیت بخش روانی و جنسی همدیگر هستند. این زیباترین و در عین حال کامل‏ترین تعبیری است که خالق منان، تصویرگر جسم و روان انسان، در ارتباط با نحوه‏ی روابط زن‏ها و شوهرها بیان فرموده است.

[۱]. سوره بقره، آیه ۱۸۷٫

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*