مبانی انسان شناسی وحیانی نظریه پیشرفت با رویکردی عرفانی / دکتر محمدجواد رودگر

چکیده:

نظریه پیشرفت اسلامی- ایرانی دارای مبانی متعددی چون: انسان شناسی, هستی شناسی, معرفت شناسی, ارزش شناسی و غایت شناسی و… است که ریشه در وحی و آموزه های وحیانی داشته و قابلیت تحلیل و تعلیل با رویکردهای متفاوت تجربی- تجریدی شامل علوم طبیعی و ماوراء الطبیعی اعم از حسی- تجربی, عقلی- تجریدی و عرفانی- تجردی را داراست. از جمله آن رویکردها, رویکرد عرفانی است و انسان شناسی وحیانی با رویکرد عرفانی مبنائی بسیار مهم و تآثیرگذار در نظریه یاد شده می باشد. به گونه ائی که اگر انسان در عرف عرفان و با قرائت عرفانی مورد شناخت و سنجش قرار گیرد نظریه پیشرفت اسلامی معنا و مصداقی عالی و متعالی یافته و پیشرفت در تراز منزلت انسان در جهان خلقت و ترازوی قرآن در جهان شریعت  مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و واژه هائی چون: تعالی, تکامل, ترقی, تصعید, صیرورت و…با واژه هائی چون: توسعه, پیشرفت و…در یک شبکه معنائی و در مقیاس انسان کامل و فرد و جامعه مطلوب تفسیرپذیر خواهد بود.

 برای دست یابی به نظریه پیشرفت اسلامی- ایرانی و تعریف و تدوین مدل و الگوی جامع و کامل, ضروری است که به تعریف منطقی و قرآنی انسان با هدف شناخت ماهیت و معرفت به هویت او پرداخته و مولفه ها و ویژگی های هرتعریفی را بیاوریم تا تمهیدی برای فهم و شهود یا درک و دریافت انسان وحیانی با رویکرد عرفانی گردد و انسان در شعاع اندیشه شهودی و افق بینش عرفانی مظهرجمال و جلال الهی, غایت خلقت و هدف شریعت می باشد و در نتیجه پیشرفتی معنادار خواهد شد که با انسان عرفانی  همگرائی بلکه هماهنگی کامل داشته باشد و نه با انسان عرفی که در جهان بینی ماتریالیستی , بینش امانیستی، گرایش لیبرالیستی و منش سکولاریستی تنها دارای جنبه های مادی و عرضی یا آفاقی است, در حالی که انسان عرفانی با منبع و مبنای وحیانی دارای جنبه های جامع: عقلانی, نفسانی و جسمانی است, اگرچه جنبه عقلانی- نفسانی اش دارای اصالت وجنبه جسمانی اش دارای اهمیت می باشد.

 اینک با توجه به مطالب یاد شده آنچه در نوشتار حاضر مطرح شد عبارت است از:

  • انسان “حی متآله” است و سرنوشتش چون سرشتش با توحید و عدالت در پرتو معرفت و معنویت گره خورده و چنانکه انسان در تکوین و خلقت مظهر اسمای جلال و جمال الهی و خلیفه الله و امانتدار الهی است در تکامل و شریعت نیز باید آئینه گردان جمال و جلال الهی و نماد و نمود مستخلف عنه یعنی خدای سبحان باشد. این معنا و حقیقت تنها در سایه ایمان صائب و عمل صالح  که از پشتیبانی معرفتی- معنویتی برخوردار باشد قابلیت تحقق و تجلی را دارد.
  • انسان شناسی با تعریف قرآنی و تفسیر عرفانی مبنای نظریه پیشرفت اسلامی- ایرانی است که مقوله پیشرفت را در ساحت های عرضی مادی – معنوی یا آفاقی- انفسی وسطوح عقلی- شهودی و عوالم طولی از ناسوتی- ملکوتی تا جبروتی- لاهوتی در یک ترابط و تعامل دیالکتیکی با هم  دیده  تا درصدد ارائه الگو و مدلی پویا و پایا و یا دارای کارآمدی و کارکردهای جامع و کامل بر آید.
  • انسان موجودی مختار ، چند لایه و دارای ساحت‌های وجودی ملکی و ملکوتی یا غیب و شهادتی است که آئینه گردان اسمای حسنای حق سبحانه و دارای جامعیتی است که می‌تواند به مقام تعین اول و ثانی رسیده و تا مرز “قاب قوسین او ادنی” را درنوردد. چنین موجودی که دارای هویت “حی متاله” و ماهیت لاحدی در تعالی و تکامل است و نوع انسانی توان و ظرفیت اکتساب مقام خلافت خدا را داراست در نظریه پیشرفت وحیانی با مبانی عرفانی کمال حداکثری را جستجو می‌کند و پیشرفت متعالی را در معرفت صائب و عمل صالح وکمال صادق می‌یابد تا حیات طیبه اش در همه سطوح و ساحت‌ها تحصیل و تآمین شود.
  • پرسش اصلی و کلیدی نوشتار حاضر این است که مبنای انسان شناختی وحیانی نظریه پیشرفت  با رویکرد عرفانی  چیست و دارای چه مولفه ها, ویژگی ها, ساحات و سطوحی است؟ وفرضیه های نوشتارعبارتند از:۱- انسان با تعریف قرآنی و تفسیر عرفانی نظریه پیشرفت را در همه ابعاد و نیازهای مادی- معنوی و آفاقی- انفسی می بیند و الگوئی همگن و همگرای با آن را ارائه می دهد.۲- معارف قرآنی با رویکرد عرفانی پیشرفت انسان متکامل را در ارتباط با انسان کامل مکمل  آن هم در ارتباط های انسان با خود, خدا, جامعه و جهان بیان و تبیین می کند.۳- انسان در تعریف وحیانی با رویکرد عرفانی دارای مقام لاحدی و پیشرفت حداکثری و توقف نابردارمی باشد. ۴- در الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت انسان دارای کرامت وجودی , ارزش های برتر, حریت و عزت نفس می باشد و همه نیازهای صادقش مدیریت و تآمین خواهد شد.
  • نوشتار پیش روی دارای نوآوریهائی است که از حیث رویکردی ومتدیک یا روشی قابل اهمیت است مثل:۱- تعریف وحیانی انسان که جامع تر از تعریف منطق متعارف می باشد ودر “حی متآله” که عبارت”حی” شامل حیوان ناطق درتعریف منطقی است و جنس این تعریف را تشکیل می دهد و”متآله” نیز فصل تعریف قرآنی انسان است تا فطرت خداشناس و خداگرای انسان با همه ساحت های بینشی- گرایشی را شامل گردد و هیچ بعدی از ابعاد انسان مغفول و مهجور واقع نشود ونظریه پیشرفت از تعریف جامع و کاملی بهره مند شود.۲- پیشرفت توقف نابردار و حداکثری انسان بر اساس نطریه فطرت معنادار خواهد بود. ۳- انسان تنها در پرتو هدایت و تربیت همه جانبه انسان کامل معصوم می تواند از پیشرفت  در عرصه ها و ساحت های مختلف و متنوع که متناظربا همه نیازهای وجودی اش هست برخوردار گردد.۴- در این نوشتار مولفه ها و ویژگی های انسان در قرآن و انسان قرآنی با مبانی عرفانی انسان شناسی و جایگاه انسان کامل در نظام وجود ترکیب شده و نشان و نشانی های انسان کامل با هدف الگوگیری و اسوه پذیری یا ائتساء و اقتدای به آنان در تکامل علمی و عملی و پیشرفت و رشد وجودی  طرح و توصیف شد تا معنا و مصداق پیشرفت در ابعاد مختلف انسان بصورت یکجا و هماهنگ ارائه شود.

بنابراین انسان که علت فاعلی و غائی  پیشرفت مبتنی بر معرفت و علم, عقلانیت و فکر, معنویت وروحانیت و در مجموع دانش و بینش, گرایش و کنش های متعالی است بایسته است بصورت دقیق و عمیق و با مبانی متکثر از جمله مبنای عرفان اسلامی شناخته تا ساحات و سطوح رشد و رستگاری, کمال و پیشرفتش تبیین و تعیین گردد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*