ماهیت پیشرفت و ضرورت تاملی در مبانی آن در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت / دکتر محمد مشکات

چکیده:

شرط تحقیق آن است که ما برای ترسیم ماهیت مطلوب پیشرفت در الگوی اسلامی ایرانی، ابتدا ماهیت موجود پیشرفت در جهان را در عمر سیصد ساله اش شناسایی نماییم. در اینجا به همین دلیل و دلایلی دیگر نخست ماهیت پیشرفت در الگوی غربی ترسیم می گردد. در آغاز باید پرسید که آیا پیشرفت باوری در الگوی غربی دارای منطق و الزامی فلسفی و یا دینی و زمینه ای فکری بوده است؟ چنان که خواهیم دید این ایده تحت تاثیر الگوی(پارادایم) علم تجربی و البته شرایط پیچیده اجتماعی و در نتیجه، با گذری روانشناختی شکل گرفته است. اعتقاد به قانون ترقی در غرب با همین گذر روانشناختی در هرمی با سطوحی ششگانه شکل گرفت. البته اندیشه دکارتی نیز به ویژه در یکی از سطوح ششگانه پیشرفت یعنی فن آوری و صنعت، زمینه سازی فراوانی کرده است. اندیشه های دیگری نیز از قرن هفدهم در بالیدن قانون ترقی موثر افتاده اند. از آنجا که این اعتقاد به پیشرفت با گذر یاد شده طلوع کرده بود در برهه هایی مانند فاصله دو جنگ جهانی، دستخوش افول و بالاخره در عصر فرا مدرن جای خود را به یاس از پیشرفت و به پوچ گرایی داده است. مطالعه ماهیت این الگوی پیشرفت، آرام آرام، پرسش های لازم را برای طراحی و ترسیم ماهیت الگویی مطلوب و رقیب، یعنی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، پیش روی این نگارنده گذارده است: به طور مثال منطق و الزامات پیشرفت در الگوی ایرانی اسلامی چیست؟ پیشرفت در این الگو از منطق ها و الزامات متعددی بهره مند است. منطق عقل معاش، منطق فلسفی و منطق دینی و الزامات ایرانیت. از لحاظ دینی، الزامات و منطق پیشرفت برمبنای جهان بینی اسلامی مورد نظر قرار می گیرد. همچنین به طور خاص، منطق و الزامات قرآنی و روایی پیشرفت نیز مورد توجه خواهد بود. از منظر فلسفی نیز امکانات فلسفه اسلامی برای حمایت از پیشرفت و منطق و الزام فلسفی آن مورد پرسش قرار گرفته است. ایرانیت نیز به اشاره در وجوهی چهارگانه الزامات خاصی را برای پیشرفت ارائه نموده است. پرسش های دیگر: منطق الگوی اسلامی ایرانی برای پیشرفت فن آوری و صنعت با منطق الگوی غربی در این زمینه چه تفاوتی دارد؟ و به طور کلی منطق آن در زمینه پیشرفت در سطح فن آوری و صنعت چیست؟ سطوح دیگر پیشرفت در الگوی اسلامی ایرانی چیست؟ فرجام پیشرفت در این الگو چگونه است؟ آیا پیشرفت در الگوی ما نیز، همانند الگوی غربی، چونان قانونی حاکم بر تاریخ تلقی می شود؟ البته در دل این پرسش ها، در هر دو الگو، مسایلی فرعی نیز مطرح شده اند. اما چنان که گفته شد همه این پرسش ها برای نگارنده به طور پسینی ظهور کرده اند، یعنی پس از یا در خلال نظر ورزی به ماهیت پیشرفت موجود در الگوی غرب. وآنچه در اینجا مکتوب می گردد در واقع روایت سیر گام به گام اندیشه نگارنده است که تقریبا همان حرکت گام به گام ذهن نگارنده، در شناسایی ماهیت پیشرفت موجود در غرب و ترسیم ماهیت مطلوبِ پیشرفت در الگوی اسلامی ایرانی، را به قلم سپرده است تا خواننده نیز همان سیر ذهنی او را تعقیب و تماشا نموده و قضاوت نماید، و دیگران بتوانند این مسیر را آن گونه که خود می توانند تعقیب نمایند. لازم به توجه و تاکید است که ما در این جا طراحی ماهیت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را از الگوی غربی پیشرفت عاریت نمی گیریم، بلکه صرفا پرسش های لازم برای این طراحی را با مطالعه در ماهیت الگوی غربی به دست می آوریم. در فصل دوم این تحقیق، که برخلاف فصل نخست کوتاه خواهد بود، گام دوم ازچهارگام لازم برای تولد الگوی اسلامی ایرانی برداشته می شود. در حالی که خواننده محترم با مطالعه فصل نخست به نتایجی متعدد، از جمله ضرورت تاملی در مبانی اسلامی ایرانی پیشرفت به طور ملموس، دست یافته است، فصل دوم در راستای تقویت این یک نتیجه خاص، جدای از منظر ماهیت، از چند منظری دیگر، ضرورت تاملی در مبانی الگو را آشکارتر می سازد: منظر جهانی شدن، منظر خلوص الگو از التقاط، منظر الگو بودن الگو، منظر اسلامیت و منظر ایرانیت. در این فصل گاه به مناسبتی مهم، راهکارهایی عملی نیز ارائه شده است. ضمنا ازجمله نتایج مهم دیگر فصل نخست آن است که، به طور قهری، در اثر شفافیت یافتن ماهیت پیشرفت در الگوی مطلوب، راه برای تشخیص و ترسیم مبانی، مولفه ها و اهداف الگو هموار و در معرض دید قرار می گیرد. هرچند این نتیجه قهری در زمره اهداف این تحقیق نبوده است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*