دین شناسی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت (با تاکید برگستره شناسی اسلام) / حجت الاسلام دکتر حمیدرضا شاکرین

چکیده:

گستره شناسی دین نقش تعیین کننده زیادی در چگونگی مراجعه به دین و ساخت الگوی پیشرفت دین بنیاد دارد. در میان دیدگاههای مطرح شده در این باب نگرش جامع سازگارترین نظریه با واقعیت دین مبین اسلام است. در نگرش جامع دین الهی به کمال و سعادت دنیوی و اخروی انسان به نیکوترین وجه ممکن می­پردازد. در این نگرش صلاح و فساد دنیایی افزون بر نقش مقدماتی برای فلاح و شقاوت اخروی، خود نیز از ارزش و اهمیت نفسی و ذاتی برخوردار است.

اسلام به دنیا نگاهی مثبت دارد، اما خطر دنیا پرستی و نادیده انگاشتن فراسوی این جهان را نیز گوشزد می­کند. در فرهنگ اسلامی جهان وسیله تکامل، دادگری، آگاهی، ایثار، فداکاری، برادری و گذشت، خانه موعظه، مسجد دوستان خدا، مصلاّی فرشتگان، فرودگاه وحی و تجارتخانه اولیای الهی، خانه حق و صدق، توشه­گاه آخرت، نمایشگر زشت و زیبا، هشدار ‏دهنده و عمل ‏کننده، راهنما و پنددهنده­ای است که برای شناخت آن باید همه صفحاتش را ورق زد و دنیای مذموم عبارت است از: دنیازدگی، تعلّقات اعتباری، و سراب­هایی که انسان را از یاد خدا و حرکت در جهت رشد و تکامل حقیقی غافل می‏کند و به فساد و تباهی می‏کشاند.

همچنین در دین مبین اسلام، ضمن وجود اصول ثابت، سازوکارهای مناسبی برای انطباق با شرایط و نیازهای تحول پذیر عصری و مدیریت و هدایت آنها وجود دارد. پاره­ای از علل پایایی و انطباق دهنده اسلام با نیازهای نوپدید عصری عبارتند از: (۱) امامت (۲) اجتهاد (۳) پیوند با عقل‏ و قرار دادن آن به مثابه یکی از منابع دین (۴) جامعیت‏ (۵) هماهنگى با فطرت و سرشت انسان ‏(۶) دارا بودن قوانین ثابت و متغیر به تناسب نیازهای ثابت و متغیر انسان (۷) وجود قوانین حاکم و کنترل کننده، چون قاعده لاضرر و … (۸) دادن اختیارات لازم به حکومت و جامعه اسلامى (۹) رابطه احکام اسلام با مصالح و مفاسد واقعى انسان (۱۰) هماهنگى و سازگارى بین مجموعه قوانین اسلام (۱۱) اعتدال گروی و برقراری توازن بین دنیا و آخرت و مادیت و معنویت (۱۲) تأکید بر علم و تجربه مفید همراه با عمل.

عمده­ترین کارویژه­های مهم تمدن­ساز دین در نگاه جامع عبارت است از: (۱) معرفت بخشی (۲) هدفگذاری (۳) قانونگذاری (۴) نظام­سازی (۵) برنامه­دهی. لاجرم دین ظرفیت فراخ و قدرت مرجعیت گسترده­ای برای تمدن­سازی و الگوی پیشرفت دارد؛ اما این به معنای کنار نهادن علم، تجربه و خرد بشری نیست؛ بلکه عقل خود یکی از منابع دین است و دین احیاگر، پرورش دهنده و جهت بخش آن نیز می­باشد. بنابراین در نگرش جامع بسیاری از مشکلات بویژه امور متغیر را باید با کمک خرد، تجربه و دانش بشری حل کرد؛ لیکن از عقل و علم در پرتو اصول و هنجارهای دینی استفاده می­شود و نباید میان روشهای برگزیده با مبانی و آموزه­های وحیانی تعارضی وجود داشته باشد.

از دیگر نکات حایز اهمیت در ساخت الگوی دین بنیاد توجه به مولفه­های اساسی الگوی پیشرفت است. به نظر می­رسد هر الگویی در این باب باید حداقل حاوی چهار سازه زیر باشد: (۱) ترسیم وضعیت مطلوب؛ (۲) اصول تحلیل و آسیب شناسی وضع موجود؛ (۳) اصول راهبردی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب؛ (۴) معیارها و شاخص­های پایش.

به نظر می­رسد مرجع اصلی در ترسیم وضعیت مطلوب وحی و منابع نقلی دینی است. پاره­ای از ارکان و ارزشهای وضع مطلوب برآمده از متون اسلامی عبارتند از: (۱) خدامداری، (۲) اخلاق و شریعت محوری، (۳) انسان­گرایی متعالی در طول خدامداری، (۴) غنای حداکثری علمی و معرفتی؛ (۵) توازن بین دنیا و آخرت و مادیات و معنویات، (۶) استقلال، عزت و سربلندی، (۷) آسیب ناپذیری در ابعاد مختلف مادی و معنوی؛ (۷) انسجام و همبستگی، (۸) نظم و انضباط اجتماعی؛ (۹) نفی استبداد و آزادی توأم با مسئولیت، و…

اصول اساسی و چارچوبهای تحلیل وضع موجود در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت غالبا از متون دینی اخذ می­شود و در پرتو آنها تجربه و خرد بشری به مطالعه و تحلیل خواهد پرداخت. ناب­ترین معارف مربوط به اصول ارزشی و هنجارهای حاکم بر چگونگی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب، آموزه­های وحیانی است؛ اما قواعدی که نشانگر مناسب­ترین راه وصول به هدف، با نظرداشت قوتها، ضعفها، موانع و مشکلات، تهدیدها و فرصتها در شرایط زمانی و مکانی ویژه است، تکیه بیشتری به خرد و تجارب بشری دارد.

سنجش میزان پیشرفت و جلوگیری از انحراف در مراحل اجرایی الگو بیش از دیگر سازه­ها متکی به خرد و تجربه بشری است و مراجعه به منابع نقلی دینی در آن کمتر از دیگر حوزه­ها است. از طرف دیگر در فرض وقوع تعارض بین داده­های نقلی و عقلی در حوزه­های یاد شده، اصل اساسی تقدم دلیل اقوی است. بنابراین: (۱) هر گاه یکی قطعی و دیگری ظنی باشد، دلیل قطعی مقدم و دیگری طرد می‌شود؛ (۲) هر گاه هر دو ظنی معتبر باشند، در صورت وجود مرجح معتبر در یک طرف، آن یکی مقدم و دیگری طرد می‌شود و اگر مساوی باشند، هر دو از اعتبار ساقط ‌می­شوند و در فرض فقدان بدیل با تکیه بر اصل تخییر می­توان هریک را برگزید.

به نظر می­رسد در پی چارچوب نظریِ برآمده از تحقیق حاضر، گام پسین برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت عبارت است از بررسی تفصیلی آموزه­های اسلامی همراه با استفاده مناسب از خرد و تجربه بشری در راستای ترسیم دقیق وضعیت مطلوب؛ اصول تحلیل و آسیب شناسی وضعیت موجود؛ اصول راهبردی حرکت از وضعیت موجود و معیارها و شاخص­های پایش.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*