توسعه اسلامی- ایرانی بر مبنای پیوند با ریشه‌های فرهنگی و بومی با تأکید بر اجماع اندیشمندان حوزه و دانشگاه / دکتر مهدی طالب، حسن بخشی زاده

چکیده:

یکی از مناقشه‌آمیزترین کلمات در طی دو سه قرن اخیر کلمه «توسعه» یا development بوده است. کلمه‌ای که زمینه‌های پیدایش آن با انقلاب صنعتی و رنسانس در اروپا در قرن ۱۸ شروع شد و در طی قرون بعد گسترش یافته و مباحث بیشتری را در زیر نفوذ خود قرار داد عناصری نظیر رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و تکنولوژیکی و در سال‌های اخیر آزادی، توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی؛ اما توسعه هیچ وقت بدون هزینه نبوده است و همگام با گسترش آن در غرب، استعمار و استثمار در کشورهای غیر غربی را نیز در پی داشته و تاحدودی توسعه خود را مدیون آن‌ها نیز است. کشورهای عقب مانده نیز، خود را ملزم به دنباله‌روی از سبک و سیاق کشورهای غربی می‌دیدند و تنها راه توسعه را بر حسب نظریات نوسازی، توسعه به سبک آمریکایی و غربی؛ و یا بر حسب نظریات وابستگی، توسعه خود را وابسته به عوامل خارجی می‌دیدند. ایران نیز مثل اکثر کشورهای در حال توسعه درگیر این مباحث است و باید برای توسعه خود راهکاری بیندیشد که متناسب با فرهنگ و سنت اسلامی-ایرانی باشد یا مثل بقیه کشورها به توسعه به سبک نوسازی رو بیاورد و عوامل داخلی توسعه را نادیده بگیرد. این تک‌نگاشت به ارائه سه نظریه در قالب پیشرفت اسلامی-ایرانی پرداخته است که منطق این تقسیم‌بندی برحسب تجربیات علمی و دانشگاهی محقق صورت گرفته است: که باید در کنار توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی مدنظر قرار گیرد: الگوی غربی پیشرفت، ۲) پیوند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت با الگوی غربی پیشرفت، با تأکید بیشتر بر روی الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و ۳) پیوند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت با الگوی غربی پیشرفت، با تأکید بیشتر بر روی الگوی غربی پیشرفت. از اینرو در این نوشتار هدف به چالش کشیدن این دیدگاه‌ها و بحث و نتیجه‌گیری درباره این نظرات است و دیدگاه محقق در در قالب نظریه سوم و مباحث توسعه اجتماعی و عدالت اجتماعی مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*