اندیشهٔ دین‌شناخت پیشرفت، اندیشهٔ ولایتمند مدیریت تغییر / دکتر احمد آکوچکیان، رضوانه دستجانی، زهرا صفری

چکیده:

از چهار مؤلّفه مفهومی نظام‌واره «نقشه جامع اندیشه و دانش دین‌شناخت پیشرفت»، اولین نگاشت، نگاشت ادراکی است که از جمله به چیستی نظام جامع ادراکی معطوف به رشد، می‌پردازد. به سخنی دیگر، اولین دسته پرسش‌ها در «چیستی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت»، پرسش از «خاستگاه ادراکی» آن است:

۱ ـ برای ورود به پرداخت «نقشه جامع دانش دینی» از کجا باید آغاز کرد و از چه منظر باید به دانش دینی نگریست؟

۲ ـ کدام تلقی از دانش دینی، می‌تواند خاستگاه ورود به ایده نقشه جامع علمی، نقشه راه دانش دینی و به تعبیری چشم‌انداز تحقیق و توسعه‌ای به دانش دینی باشد؟

این نوشتار بر آن است که اندیشه و دانشِ بنیان الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت و سند چشم‌انداز توسعه ۱۴۰۴ (به مثابهِ چکیده عینیت‌نگر الگوی پیشرفت) و دیگر اسناد راهبردی نظام، دکترین ملی تحقیق و توسعه نظام جمهوری اسلامی و متکای نقشه راه و جامع علمی؛ از جمله نقشه راه دانش دینی، به واقع همان، «تفقّه در دین» است. بدین‌سان الگوی مدیریت راهبردی تحقیق و توسعه‌ای در چارچوب نظام ولایت‌فقیه نیز، در راستای اندیشه، نظریه و گفتمان تحقیق و توسعه تفقهِ در دین محور قرار می‌گیرد. به این قرار، نظام اندیشه‌ای ـ دانشی مبنای «ولایت حاکمیتی و تحقیق و توسعه‌ای فقیه» همان «تفقّه در دین» است.

پرسش‌ها در شش فراز تحلیلیِ: «نقشهٔ جامع علم (اندیشه و دانش پیشرفت) و نگاشت ادراکی آن»، «گذار معرفت‌شناختی به صورت مسئلهٔ اصلی»، «اندیشهٔ خود ویژهٔ ترقی»، «تفقّه در دین، اندیشهٔ دین‌شناخت دارای اقتدار رشد ـ توسعه‌ای»، «تطوّر اندیشهٔ ولایتمندی فقه جامع اجتهادی» و نیز «فقه جامع و نظام تحقیق و توسعه»، در دستور پاسخ قرار گرفته‌اند. پاسخ‌های آغازین این چهار پرسش، به این قرارند:

۱ ـ نفس پرداخت به چندوچون دانش دینی در مثل نقشه راه دانش دینی، اساساً پرداخت، کاوش و شناختی درجه دوم است که خود در دو وجهِ نظر سامان می‌یابد:

۱ ـ ۱ ـ معرفت‌شناسی پسینی یا (apostriorie): یعنی به تاریخ معرفت دینی بنگریم و احکام و قوانین تحوّل و فراز و فرود تاریخی آن را تحلیل کنیم و دریابیم که اندیشه دینی در عرصه تحقّق تاریخی خویش چه میزان بنیان راهبری تغییر در تاریخ تحولات جهان تمدن ایرانی ـ مسلمانی بوده است.

۱ ـ ۲ ـ معرفت‌شناسی پیشینی یا (apriorie): یعنی به تلقی خویش از معرفت و دانش دینی بپردازیم. اینکه دانش دینی، به دانشی معطوف به آرمان رشد، آیین و کیش نیل به آرمان و راهبری به سوی آن، تعریف می‌شود و اندیشه دینی، به واقع اندیشه ترقی و پیشرفت به سوی آرمان رشد است.

۲ ـ فصل مشترک و برآیند پرسش‌ها و پاسخ اول، همان «اندیشه مبنای دولت دینی» است و اندیشه و دانش مبنای راهبری تغییر، «اندیشه و دانش مبنای دولت دینی» نیز هست. لذا دانش مبنای ولایت و تدبیر پدیدار تغییر، دانش مقصود نظر در «پروژه نقشه جامع علم، اندیشه، نظریه و گفتمان توسعهٔ دانش بنیان و نقشهٔ جامع اندیشه و دانش دینی» است و خاستگاه ادراکی اصل ولایت و امامت علوی، «نگاشت ادراکی نقشه جامع دانش دینی» را توضیح می‌دهد.

۳ ـ گفتنی است: ورود تفصیلی به پرداخت «نظریه دولت دینی» و در متن آن به «دکترین تحقیق و توسعه ملی» در گرو گذار از ۴ فرازِ مترتّب بر یکدیگر اندیشه‌ای ـ پژوهشی است:

۳ ـ ۱ ـ فهم بیرون دینی از مقوله «اندیشه تحوّل خلاق» و بسط درون دینی آن از منظر «فلسفه دینی» و به طور خاص «انتظار رشد آفرینی از دین»؛

۳ ـ ۲ ـ «نظریه دین‌شناختی فهم راهبر تغییر» و به تعبیری گفتمان درون‌دینی از اندیشه تحوّل خلاق یا نظام جامع ادراکی معطوف به رشد؛

۳ ـ ۳ ـ «نظریه دین‌شناختی تحقیق و توسعه» و به تعبیری بسط الگوی دین‌شناختی فهم راهبر تغییر در مرحله پرداخت الگوی تحقیق و توسعه؛

۳ ـ ۴ ـ «اندیشه فقه جامع اجتهادی، به مثابهِ اندیشه بنیان دولت دینی»، در برآِیند سه فراز پیشین در قالب اندیشه ولایت‌فقیه و قرارگیری فرایند شناختی این منظومهٔ ادراکی در سطوح تحلیلی مبانی نظری (فلسفهٔ دینی، معرفت‌شناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی و …) تا پردازش الگوی وضعیت مطلوب و تا فرایند الگوی مدیریت راهبردی؛

چهار فراز تحلیلی یاد شده با یک پروژه مِفصَل، یعنی «پروژه نقشه جامع علمی» به «فرایند مدیریت تحقیق وتوسعه» پیوند می‌خورَد.

۱ ـ از مجموعه نگاشت‌های نقشه جامع علم، اولین نگاشت «نگاشت ادراکی» است. در این نگاشت، چیستی ادراک مبنای مدیریت راهبردی پیشرفت تعیین می‌شود. در ذیل نگاشت ادراکی است که دریافته می‌شود اندیشه دین‌شناخت پیشرفت و پیشرفت‌شناخت دین، در واقع یک اندیشه ولایتمند فرآیند رشد ـ توسعه است.

 ۲ ـ اندیشه، نظریه و گفتمان جمهوری اسلامی و اقتدار ملّی دارای دو ضلع تحلیلی نقشهٔ جامع علم و نقشهٔ جامع علمی است، از نگاشت ادراکی مبنای هر این دو نقشه، به چیستی معرفت‌شناخت اندیشهٔ دین‌شناخت پیشرفت پرداخته می‌شود؛

۳ ـ اندیشهٔ مبنای نظریه ولایت‌فقیه، در واقع «تفقّه در دین» است یعنی اندیشه دین‌شناخت پیشرفت و پیشرفت‌شناخت دین و به هیچ روی به معنای «تفقه در احکام» نیست. چرا که تفقّه در دین، دانش مبنای ولایت‌فقیه و الگوی مدیریت راهبردی است و تفقّه در احکام عضو منظومه‌ایِ دانشِ فقیهِ در دین است که به هیچ روی ظرفیت معرفت‌شناختی تولید دانش‌بنیان مدیریت پیشرفت را ندارد؛

۴ ـ تجربهٔ انقلاب اسلامی در کانونی‌ترین تجربهٔ درون‌زای خویش به ضرورت بازخوانی اندیشهٔ دین‌شناخت پیشرفت رسیده است. تطوّر، دگردیسی و واشدگی طومار تجربه انقلاب اسلامی از خواسته سطح انقلاب فرهنگی، انقلاب سیاسی و انقلاب تولید علم و گذار به جنبش بسط مرز دانش یا نظریه‌پردازی تا طرح ایده الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، نمایانگر این است که یک گذار تدریجی در سطوح درونی تجربه انقلاب اسلامی رخ نموده که ضرورت واشدگی خاستگاه معرفت‌شناخت اندیشه انقلاب و جمهوری اسلامی را به خوبی نشان می‌دهد. قرار یافتن تجربه انقلاب اسلامی در واگشودگی خاستگاه معرفت‌شناختی نظام جمهوری اسلامی – به موازات تنقیح مبانی فلسفه دینیِ تجربه انقلاب اسلامی، به مثابهِ آخرین و بنیادی‌ترین نقطه رأس هرم تطوّر تاریخی نظریه انقلاب اسلامی است که نظریه پیشنهادی این قلم، فراخوانِ بر قاعده نشاندن این هرم است. قاعده نظریه جمهوری اسلامی همین انقلاب یا جنبش معرفت‌شناختی است. کاستی برجسته موج اوّل تمدّنی جهان اسلامی ـ ایرانی و موج دوّم تمدّنی، «عنصرنگری در اندیشه مبنای تحوّل»، در دو موج تمدنی یاد شده است. یک بهره گفتمانی این تجربه بزرگ، آن است که گفتمان «توسعهٔ دانش‌بنیان» بر بنیان اندیشهٔ دین‌شناخت پیشرفت (تفقّه در دین)، در هیئت گفتمان «رشد ـ توسعهٔ تفقه در دین‌بنیان» برمی‌آید؛

۵ ـ تفقّه در دین منظومهٔ ادراکی جامع رشد ـ توسعه‌ای دین‌شناخت و رشد ـ توسعهٔ شناختِ دین است. اندیشهٔ مزبور، اندیشهٔ مدیریت دین‌شناخت راهبردی تغییر است. منظومهٔ جامع رویکردهای اجتهادی (نظری، اصولی، فقهی، تطبیقی و عملی) در این منظومهٔ دانشی جای دارد. این منظومه دانشی، دارای ظرفیت‌شناختی و روش‌شناختی گذار از پژوهش‌های هنجارین به پژوهش‌های توسعه‌ای و تولید دانشِ بنیان مدیریت راهبردی است. سطوح تحلیلی فقه جامع اجتهادی، دارای سه لایهٔ کل به جز تفقّه در دین، فقه تشریعی و فقه احکام است؛

۶ ـ تطوّر تاریخی نظریات ولایت‌فقیه در راستای گذار از ولایت‌فقیه در احکام به ولایت تفقّه در دین است.

۷ ـ نظام ولایت‌فقیه، سامانهٔ جامع تفقّه در دین بنیان مدیریت راهبردی فرهنگی جامعهٔ اسلامی است. در ذیل این نظام کلان، نظام ملّی تولید علم، نظام ملّی تولید اندیشه و دانش‌بنیان پیشرفت قرار دارد و دو نگاشت نهادی ـ دانشی و تحقیق و توسعه‌ای سند راهبردی این نظام را به‌دست می‌دهد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*