آمایش سرزمین و نقش آن در تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت / دکتر عیسی ابراهیم زاده

چکیده:

اصولاً آمایش سرزمین و برنامه­ریزی فضایی، علاوه بر ویژگی­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی و غیره، دارای وجه فضایی است. بر این اساس، در برنامه ریزی آمایش­سرزمین، اقداماتی جهت هماهنگ ساختن ­تاثیرات فضایی­ سیاست­های سایر بخش­ها از توسعه­اقتصادی، برای دست­یابی به توزیع بهینه­ای میان مناطق صورت می­پذیرد. از این دیدگاه اساسی­ترین رویکرد آمایش سرزمین توسعه پایدار می باشد و توسعه پایدار ذاتاً مفهومی ارزشی است که در آن مسئولیت­ها و نیازهای نسل حاضر و نسل­های آینده مد نظر می­باشد. اینک از مهم­ترین ویژگی­ها و ضرورت های آمایش سرزمین ملی می توان به مواردی چون، نگرش همه­جانبه به مسائل، کل­گرا، هدفمند، دورنگر، آینده­نگر، انعطاف­پذیر، معطوف به اراده و دارای نگرش کیفی و استنتاج فضایی، مشارکت جویانه و نتیجه گیری­های مکانی از استراتژی توسعه ملی و عوامل پیوند دهنده برنامه­های کلان و برنامه­های منطقه­ای اشاره نمود. بر این اساس آمایش سرزمین باید مبتنی بر ترکیب دو روش برنامه ریزی از “بالا به پایین” و از “پایین به بالا ” باشد، تا بتواند کمبودها و ناراسایی­های هر دو برنامه­ریزی فوق را مرتفع ساخته و راهبرد پیشرفت و توسعه یکپارچه سرزمین را فراهم سازد و این همان چیزی است که باید الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بمنظور تعادل بخشی توسعه مبتنی بر عدالت اجتماعی در کشور بدنبال آن باشد. در عین حال آمایش سرزمین دورنگر است و بازشناسی نتایج منطقی گزینه­ها و گرایش های انتخاب شده در این فرآیند در کوتاه مدت یا در میان مدت امکان پذیر نیست. زیرا درک و توصیف نتایج تغییرات ساختاری یا تحول برخی از عوامل که از پایداری بالایی برخوردار هستند (مثل؛ جمعیت، منابع طبیعی و محیط­زیست­)، به یک چشم انداز دراز مدت نیاز دارد. از این رو در آمایش  سرزمین التزام به یک افق و چشم انداز بلند مدت ضروری است، لذا در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از این منظر علاوه بر چشم انداز بیست سله ۱۴۰۴ بایستی چشم انداز بلند مدت ۱۴۵۰ و پس از آن نیز طراحی و ترسیم گردد. اینک از این دیدگاه  با توجه به الگوی موجود توزیع فضایی جمعیت کشور، استنباط می شود که توزیع نامتعادل امکانات در مناطق مختلف، نابرابریهای وسیع منطقه­ای را در توزیع و آرایش فضایی جمعیت کشور بوجود آورده است. در عین حال بدلیل عدم بهره برداری از امکانات و قابلیت های ناحیه­ای، در درون مناطق نیز عدم تعادل در آرایش جمعیت مشهود است. بطورکلی با توجه به پراکنش جمعیت در پهنه سرزمین ملی، ملاحظه می شود که گستره وسیعی از کشور (در مناطق شرقی) که قریب نیمی از وسعت سرزمین ملی را در بر می­گیرند، تنها ۲۰ درصد از جمعیت را در خود جذب نموده اند؛ در حالیکه در نیمه دیگر کشور که مشخصاً مناطق­مرکزی، غربی و شمالی کشور را شامل می­شوند، بیش از ۸۰ درصد جمعیت در آن تمرکز یافته اند، که از منظرآمایش­سرزمین، این سازمان­فضایی­ بسیار نامتعادل بوده و باید در جهت رسیدن به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سازمان فضایی موجود کشور بازبینی و نهایتا بمنظور پخشایش فضایی- مکانی بهینه جمعیت، فعالیت و اشتغال، تعادل و توازون آن، برنامه ریزی گردد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*