آزادی در الگوی سه گانه اسلام / دکتر ابراهیم برزگر

چکیده:

یکی از کاستی های نظریه پردازی در حوزه اندیشه سیاسی اسلام، کمبود چارچوب‌های نظری و الگوهای تحلیلی برای همبسته سازی انبوه اطلاعات و محتوای اندیشه در قرآن کریم و روایات و سیره معصومین(ع) و نیز اندیشه متفکران یا مذاهب و جریان‌های گوناگون در قلمرو اسلامی است. چارچوب‌ها یا الگوهایی که ما را در فهم اندیشه‌های تولید شده یا تولید اندیشه و یا نقد وارزیابی اندیشه‌ها یاری دهد و یا ما را در انطباق مفاهیم و به روزرسانی آنها بر مبنای چشمه همیشه جوشان قرآن مجید و روایات و سیره معصومین(ع) و یاحتی اندیشه متفکران گذشته در مراتب بعدی یاری دهد.

در موقعیت موجود برخی از پرسشها و مفاهیم سیاسی و اجتماعی از مغرب زمین به ما عرضه می‌شود. می‌توان از پرسشهای پالایش شده که قابلیت طرح در منظومه اسلامی را دارد، استفاده کرد؛ اما این کار باید با رعایت«اصل احتیاط» انجام دهد. برای این کار وجود یک «سکوی نظری» مستحکم و استوار که بر پایه ادبیات دینی شالوده‌ریزی شده باشد، ضروری است. این شالوده تئوریک باید از محکمات شروع کند. اگر این شالوده استوار طراحی شود، آنگاه پرسشها، شبهات و مسائل و دشواره‌های زندگی سیاسی عملی به آن دستگاه تئوریک عرضه می‌شود و آن دستگاه در حکم یک «کارخانه تولید پاسخ» عمل می‌کند.

وجود این دستگاه تئوریک می‌تواند از بسیاری از خطاهای روش شناسانه در اندیشه سیاسی معاصر که در کشورهای گوناگون اسلامی بعضاً مشاهده شده است، پیش‌گیری کند. در صورت بهره‌گیری از این سامانه نظری  برای ایجاد اجماع نظر فکری و سیاست گذاری در مباحث گوناگون آزادی، عدالت، درونی سازی و یا برونی سازی ارزشهای اسلامی در جمهوری اسلامی در مقام سیاست عملی می‌توان گام های بلندی برداشت.

این مجموعه مشتمل بر دو مبحث است: مبحث اول پردازش «بحث نظری» و خالص است. در این بخش سازه نظری یا نظریه سیاسی اسلام شرح داده شده است. این سازه نظری دغدغه ای است که ذهن نگارنده از سال ۱۳۶۸ تاکنون را به خود مشغول کرده است. و اول بار در کتاب «مبانی تصمیم گیری سیاسی امام خمینی(۱۳۷۳) این چارچوب نظری و الگوی سه گانه اسلام را مبنا قرار داده‌ام؛ بعد از آن نیز در کتب و مقالات خود همواره آن را در مصادیق گوناگون در دستور کار قرار داده‌ و پرورش داده‌ام. هرچند تقسیم بندی سه گانه اسلام در سه حوزه اعتقادات و اخلاقیات و احکام از کلینی تا خمینی همواره مقبول و مبنای اندیشه‌ورزی و سیاست‌ورزی و حتی تبویب کتب و سیاست گذاری عملی بوده است. با این همه نویسنده کوشیده است آن را به حوزه اندیشه سیاسی تسری دهد و رگه‌های آن را در متفکران گوناگون مسلمان نشان دهد. فراتر از آن در تعاملات شش گانه و فروعات هریک از آنها شاخ و برگ کاربردی و گذار از سطح مفاهیم به مصادیق و جنبه کاربردی مفاهیم را که به آن تکنولوژی یا فناوری می‌گویند  به سامان رساند.

در مبحث دوم، محقق کوشیده است تا سازه نظریه تولیدی را در کاربردی کند. برای این منظور آن سامانه نظری را در بحث آزادی تطبیق داده است. البته در نظریه پردازی این دو کاملاً دو حوزه مستقل‌اند. یکی نظریه‌پردازی و تئوریزه می‌کند و بعضاً یا دغدغه کاربردی سازی را ندارد و یا فرصت چنین کاری را پیدا نمی‌کند. دیگری در زمان دیگری آن نظریه را از سطح مفهومی به سطح مصداقی می‌رساند و تطبیق نظریه بر مورد می‌کند. به فضل الهی و حول قوه الهی این دو کار در این مجموعه انجام شده است. این کار همچون «مطروحه» شاعرانه می‌تواند علاوه بر بحث «آزادی» در موضوعات دیگری هم اجرایی و کاربردی شود: «هذا من فضل ربی».

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*