«ما می‌توانیم ‌…»

شاعر: سارا جلوداریان

ما میتوانیم با عشق، همرزم طوفان بمانیم

نستوه مانند یک کوه، در قاب دوران بمانیم

در قحطی آدمیت، زیر نقاب منیت

ما میتوانیم با عشق، مانند انسان بمانیم

وقتی که در باغ باور، مثمر شویم و تناور

ما میتوانیم آری، مثل درختان بمانیم

تا با خدا عهد بستیم، زنجیرها را گسستیم

حقا که آماده هستیم، پای دل و جان بمانیم

در تنگناهای تحریم، ما نیستیم اهل تسلیم

حاشا که در چشم دژخیم، گنگ و پریشان بمانیم

حالا که با صحنهسازی، شیطان میآید به بازی

باید که زیر لوای توحید و ایمان بمانیم

ما پهلوان زمانیم، نسل کبوترنشانیم

آزادهایم و محال است، در کنج زندان بمانیم

از دسترنج تو و من، میگردد آباد میهن !

برخیز تا مرزبان فردای ایران، بمانیم

ما هشت سال ایستادیم، میدان به دشمن ندادیم

برخیز تا پاسدار خون شهیدان، بمانیم

این خاک، مهد امید است … آیندهی ما سپید است …

کافی ست در سایهسار شاه خراسان بمانیم

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*