نقد نظریه انصاف و کاربرد آن در خانواده و ازدواج

دکتر رضا خجسته مهر

استاد دانشگاه شهید چمران اهواز

یکی از محورهای ابلاغ شده به اندیشکده‌ها در سال ۱۳۹۶ نقد نظریه‌های رقیب در حیطه‌های مرتبط است. بر همین اساس آقای دکتر خجسته مهر عضو اندیشکده خانواده و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز در جلسه آبان‌ماه سال جاری اندیشکده خانواده به نقد و بررسی نظریه انصاف در حوزه ازدواج و خانواده پرداخت. ایشان ضمن بیان مقدمه‌ای از خاستگاه این نظریه اظهار داشت: در جهان امروز از انصاف به عنوان قانون طلایی زندگی یاد می‌شود؛ قانونی که می‌گوید: با دیگران به گونه‌ای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. بسیاری بر این باورند که اگر افراد این قانون را بپذیرند، انصاف بر روابط بین فردی حاکم شده و روابط رضایت‌بخش خواهد شد. همچنین می‌توان معنای تجربه‌ی انصاف و بی‌انصافی را در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) خطاب به فرزندش دریافت که می‌فرماید: “ای فرزندم در آنچه بین تو و دیگری هست خود را ترازو قرار بده؛ پس برای دیگری چیزی را بپسند که برای خود می‌پسندی و آنچه برای خود نمی‌خواهی برای دیگری هم نخواه. به رغم اینکه قانون طلایی انصاف عقیده‌ای ذاتاً خوشایند است ولی بسیاری از افراد در روابط بین فردی خود از قبیل رابطه‌ی تجاری، رابطه‌ی دوستانه و یا رابطه‌ی زناشویی عملاً در برقراری رابطه‌ی منصفانه مشکلاتی را تجربه می‌کنند و چنین می‌پندارند که در رابطه‌ی خود با دیگران آسیب دیده‌اند. دکتر خجسته مهر افزود؛ نظریه‌ی انصاف یک مفهوم‌پردازی است که بر علل و پیامدهای برداشت (احساس) مردم از انصاف و بی‌انصافی در روابط خود با دیگران تمرکز دارد. طبق این نظریه مردم بین خود و دیگران از لحاظ دو عامل عمده‌؛ یعنی دروندادها (I) و بازده‌ها (O) دست به مقایسه می‌زنند. دروندادها (I) متشکل از چیزهایی هستند که شخص در یک رابطه سرمایه‌گذاری می‌کند و بازده‌ها (O) مشتمل بر دریافت‌های ادراک شده‌ی شخص از یک رابطه است که نصیب او می‌شود. مثلاً در یک رابطه‌ی زناشویی درون دادها عبارت‌اند از: جذابیت، عشق، کسب درآمد و انجام مسئولیت‌های خانه و برون‌دادها یا همان بازده‌ها عبارت از رضایت از رابطه، قدردانی، احترام متقابل و همکاری از طرف همسر می‌باشد.

استاد دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: بر اساس تحقیقات موجود؛ وقتی زوجین از رابطه‌ی خود احساس بی‌انصافی می‌کنند به طرق مختلف تلاش می‌کنند برداشت غیرمنصفانه‌ی خود را در چارچوب رفتارهای زیر کاهش یا تغییر دهند.

۱- کاهش درون‌دادهای خود: مثلاً ممکن است زن خانه‌داری برای تجربه‌ی بی‌انصافی، لباس‌های همسر خود را جمع نکند و یا رابطه‌ی جنسی با همسر خود را کاهش دهد و یا تمایلی برای رابطه‌ی جنسی صمیمانه با همسر از خود بروز ندهد.

۲- افزایش بازده‌های خود: ممکن است زن یا شوهری که از رابطه‌ی زناشویی خود برداشت غیرمنصفانه دارد، برای خود تفریحات شخصی در نظر بگیرد.

۳- افزایش درون‌داد همسر خود: زنی که احساس بی‌انصافی می‌کند، ممکن است برای رفع احساس بی‌انصافی خود، مسئولیت رسیدگی به نظافت منزل را به دوش همسرش بگذارد.

۴- کاهش بازده‌های طرف مقابل: زن ممکن است شوهر را با بی‌توجهی و بی‌تفاوتی خود به نوعی تنبیه کند.

۵- متقاعد کردن خود مبنی بر منصفانه بودن رابطه: زنی که باور دارد میزان مشارکت شوهرش در کارهای منزل منصفانه نیست، ممکن است، تجربه‌ی بی‌انصافی خود را با تغییر باورهای خود اصلاح و فکر کند که میزان مشارکت همسرش در کارهای منزل بیشتر از همسران افراد دیگر است و با چنین رویکردی خود را قانع کند.

۶- به حداقل رساندن درون‌داد شخصی خود: زن می‌تواند با گفتن این جمله به خودش، که انجام کارهای منزل به هیچ‌ وجه مسئولیتی زمان‌بر و وقت‌گیر نیست، تلقی خود از دروندادهای شخصی را تعدیل و احساس خوشایندی پیدا کند.

۷- مبالغه کردن درباره‌ی بازده‌های خود: زنی که احساس می‌کند میزان مشارکت شوهرش در کارهای منزل منصفانه نیست، ممکن است برای رفع تجربه‌ی بی‌انصافیِ خود، بگوید؛ خانه‌داری رضایت شخصی بیش‌تری را برای او به همراه دارد و انجام این کار به نفع خانواده است.

۸- به حداقل رساندن بازده‌های طرف مقابل: زن خانه‌دار فرضی ما، ممکن است با این فکر که شوهرش، اوقات فراغت زیادی ندارد، انتظارات خود را کاهش دهد و نوعی رضایت را برای خود تأمین کند.

دکتر خجسته مهر در بیان امتیازات این نظریه گفت: نظریه‌ی انصاف نقشه‌ی راه مناسبی برای فهم جنبه‌های مختلف روابط بین فردی انسان‌ها را فراهم کرده است. پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد وقتی زوجین از زندگی زناشویی خود برداشت منصفانه نمی‌کنند، با پدیده‌ی ناسازگاری زناشویی، جدایی و طلاق و دامن زدن به منازعات و دشمنی خانوادگی رو به رو می‌شوند. شواهد پژوهشی نشان می‌دهد که برداشت منصفانه از رفتارهای همسر، تأثیر قابل توجهی بر پیامد‌های زناشویی دارد و تأییدی بر فلسفه‌ی توصیه‌ی دین اسلام به رعایت صفت اخلاقی انصاف است.

استاد دانشگاه شهید چمران اهواز در بیان محدودیت‌های این نظریه اظهار داشت:

۱٫ از محدودیت‌های عمده‌ی نظریه‌ی انصاف این است که مطابق آنچه این نظریه ادعا می‌کند افراد همیشه بر طبق راه‌های منطقی و حساب شده عمل نمی‌کنند. به عبارت دیگر، افراد همیشه روابط اجتماعی خود را بر اساس سود و زیان‌های مادی ارزیابی نمی‌کنند و مؤلفه‌هایی نظیر؛ تاب‌آوری و از خود گذشتگی از یکسو و خودخواهی و هواپرستی از سوی دیگر که ممکن است در زمان تصمیم‌گیری با آنها مواجه شوند، نادیده گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، این نظریه توجهی به متغیر‌های معنوی ندارد. ورود این متغیر‌های معنوی می‌تواند تجربه‌ انصاف و بی‌انصافی را به طرز قابل توجهی تغییر دهد.

۲٫ تحقیقات نشان داده‌اند که برداشت انصاف و بی‌انصافی در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است. به نظر می‌رسد در فرهنگ‌های فردگرا، مردم وقتی تجربه‌ی برداشت غیرمنصفانه به آنها دست می‌دهد، انگیزه بیشتری برای برقراری مجدد انصاف دارند. از سوی دیگر در فرهنگ‌های جمع‌گرا نشان می‌دهد که مردم به هنگام توزیع یا تخصیص منابع بر اساس نیاز یا برابری عمل می‌کنند تا انصاف. تجارب مشاوره‌ای و درمانی ارائه دهنده‌ی این نقد نیز نشان می‌دهد زوجین ایرانی در منصفانه بودن و غیرمنصفانه‌ بودن رابطه‌ی زناشویی در تکالیفی مثل فرزندپروری، خرج کردن و امور مالی و تصمیم‌گیری متأثر از هنجارهای فرهنگی و نقش جنسیتی خود هستند.

۳٫ یکی دیگر از محدودیت‌های عمده‌ی نظریه‌ی انصاف این است که این نظریه وابسته به جنسیت است. اکثر پژوهش‌های انجام شده در روابط زناشویی نشان داده‌اند که زنان در مقایسه با مردان کمتر رابطه‌ی خود را منصفانه می‌دانند.

۴٫ از جمله محدودیت‌های دیگر نظریه، این است که پدیده‌ی انصاف ماهیت ادراکی دارد و ممکن است فردی از رابطه خود با دیگری برداشت انصاف نکند و حال آنکه رابطه منصفانه باشد و بالعکس٫

۵٫ معادله‌ی برداشت انصاف و بی‌انصافی در این نظریه، ویژه‌ی یک موقعیت دو طرفه است و نسبت به وجود متغیر تعدیل‌گر بی‌تفاوت است. مثلاً زن یا شوهری که از رابطه‌ی خود با همسرش برداشت منصفانه نمی‌کند، ولی وقتی بحث از رضایت خدا می‌شود، ممکن است احساس بی‌انصافی به وی دست ندهد.

۶٫ این نظریه فقط بر تأثیر برداشت‌های انصاف بر پیامد‌های ارتباطی (مثل رضایت شغلی و یا رضایت زناشویی) تأکید دارد و از متغیر‌های پیش‌بین برداشت انصاف و بی‌انصافی سخنی به میان نیاورده است. پژوهش‌های اخیر نشان داده که متغیر انصاف علاوه بر این‌که پیش‌بین متغیرهای صمیمیت و رضایت زناشویی است، خود نیز نقش تعدیل‌گر دارد. در این ارتباط پژوهش‌ها نشان داده که برداشت انصاف، رابطه فداکاری و صمیمیت زناشویی را تعدیل می‌کند و مشخص شده که زنان تا جایی برای صمیمیت زناشویی فداکاری می‌کنند که رابطه را منصفانه می‌بینند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>