بررسی سند چشم انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی

در هفتمین جلسه کارگروه آینده‌پژوهی اندیشکده سیاست دکتر حسینی‌مقدم از اعضای کارگروه به ارائه سند چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی پرداخت. به نظر می‌رسد که سند مزبور بیش از آنکه یک نقشه استراتژی باشد یک بیانیه سیاسی برای تحول در جامعه عربستان است. پیشران‌های این چشم‌انداز، چهار مؤلفه است: خصوصی‌سازی، سرمایه‌گذاری در توسعه انسانی، تنوع‌بخشی به درآمدهای غیرنفتی و اصلاح نظام حکمرانی. این سند ۱۲ بخش دارد: خصوصی‌سازی، منابع سرمایه‌گذاری خصوصی، گردشگری، آموزش، بنگاه‌های خرد و متوسط، جذب نخبگان غیربومی، اصلاحات اجتماعی، بهبود نظام مسکن، تأمین یارانه‌ها و مالیات‌ها، نظامی‌گری، تنوع‌بخشی به عرصه‌های اقتصاد، سایر حوزه‌ها. برخی از هدف‌گذاری‌های چشم‌انداز به این شرح است: دو برابر کردن تولید ناخالص داخلی، چهار تریلیون سرمایه‌گذاری در بخش‌های غیر نفت و گازی، افزایش شش میلیونی نیروی کار، افزایش تولید ناخالص داخلی تا ۸۰۰ میلیارد دلار، و افزایش ۶۰ درصدی درآمد خانوارها. این افزایش‌ها از طریق هشت عرصه تأمین خواهد شد: معدن و فلزات، گردشگری، پتروشیمی، مدیریت مالی، صنایع کارخانه‌ای، ساخت و ساز، معاملات، درمان. سه رکن اساسی برای تحول پیش‌بینی شده است: مدیریت مالی، اصلاحات اقتصادی و نیروی انسانی کارآمدتر. علاوه بر این، شاخص‌های دیگری درباره ارتقای جایگاه جهانی در این سند آمده است: سرمایه اجتماعی از رتبه ۲۶ به رتبه ۱۰ در جهان خواهد رسید؛ رقابت‌پذیری از رتبه ۲۵ به رتبه ۱۰؛ پشتیبانی دولت از رتبه ۴۹ به رتبه ۲۵، کارآمدی از رتبه ۸۰ به بیستمین حکومت کارآمد، دولت الکترونیک از رتبه ۳۶ به رتبه پنجم در جهان، امید به زندگی از ۷۴ سال به ۸۰ سال، بیکاری از ۱۱ درصد به ۷ درصد، سهم بنگاه‌های خرد و متوسط از ۲۰ درصد به ۳۵ درصد اقتصاد، سهم بخش خصوصی از ۴۰ به ۶۵ درصد، مشارکت زنان از ۲۲ درصد فعلی (که واقعی به نظر نمی‌رسد) به ۳۰ درصد، افزایش سهم بخش غیرنفتی از ۱۶ به ۵۰ درصد و در نهایت ارتقا از نوزدهمین اقتصاد دنیا به پانزدهمین اقتصاد از جمله این شاخص‌ها است. همچنین یک مدل حکمرانی برای تحقق سند طراحی و سطح‌بندی شده است: سطح یک هیئت وزیران، شورای اقتصاد و توسعه، سطح دو اهداف و برنامه‌های ملی طراحی شده، سطح سه نظام اجرایی. این مدل حکمرانی ۱۸۷ هدف استراتژیک، ۳۷۱ شاخص و ۳۴۶ هدف دارد که در آن وظایف هر وزارتخانه با جزئیات تعریف شده است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰، پروژه نئوم است که مخفف نیومستقبل (آینده جدید) است. موقعیت مکانی آن مابین عربستان، اردن و مصر است؛ از آنجا که عربستان در خلیج‌فارس حرفی برای گفتن ندارد، بنابراین به سمت دریای سرخ رفته است. مکان این پروژه ۲۶۵۰۰ کیلومتر مساحت دارد و قرار است نقطه تماس و اتصال آسیا، آفریقا و اروپا باشد و ۱۰ درصد تجارت جهانی را در اختیار بگیرد؛ گفته شده ۷۰ درصد جمعیت جهان می‌توانند با ۸ ساعت پرواز به آنجا برسند. مدیر این پروژه کلاوس کلینفیلد آلمانی، مدیر سرشناس شرکت‌های جهانی است. از اهداف این پروژه قطع وابستگی عربستان به نفت، بین‌المللی کردن عربستان در عرصه‌های درمان، فناوری، اقتصاد و غیره است. حجم اولیه سرمایه این کار ۱۰۰ میلیارد دلار است و تا ۵۰۰ میلیارد دلار هم پیش‌بینی شده است.

پس از ارائه چشم‌انداز مزبور اعضای کارگروه به نقد و طرح سؤالات در این زمینه پرداختند که خلاصه آنها عبارت‌اند از: ۱- ساختار سلطنت و مشارکت سیاسی با توجه به این سند چگونه خواهد شد؟ چگونه می‌توان از این چشم‌انداز و فرصت‌هایش استفاده کرد؟ ۲- عربستان برای پیشبرد این طرح نیاز به تغییرات اجتماعی دارد و ساختار قبیله‌ای دیگر جوابگو نیست، ایجاد تغییرات اجتماعی می‌تواند باعث ایجاد بی‌ثباتی شود؛ ۳- تحولات عربستان آخرین حلقه از پدیده بیداری اسلامی در منطقه است؛ ۴- تناقضی بین اقتضائات و پیشینه کشورهای منطقه با چشم‌انداز نویسی رایج کنونی وجود دارد؛ تجربه امارات قبل از عربستان بود و ناموفق از آب درآمد، چون فرهنگ کار، ضرورت تلاش و امثال آن اجتماعی و نهادینه نشده است، بنابراین چشم‌انداز تبدیل به یک کالای لوکس می‌شود؛ ۵- یکی از ریسک‌های این طرح مهیا نبودن ساختارهای اجتماعی عربستان است، ولی چون عربستان برای نظام سرمایه‌داری مهم است این فرایند را مدیریت و رادیکالیسم سیاسی را مهار می‌کند؛ ۶- در تحلیل‌های غربی اهمیت عربستان از ۱۹۷۹ شروع می‌شود یعنی از زمانی که در رویارویی با یک قدرت منطقه‌ای به نام ایران سعی کرده خودش را تعریف کند، البته کشورهای بزرگ هم آن را هدایت کرده‌اند؛ ۷- اگر این طرح به دنبال اعتدال و فاصله گرفتن از وهابیت سنتی است، پس چرا از وقتی این پدر و پسر به قدرت رسیده‌اند، منطقه را به آشوب کشیده‌اند در حالی که همان وهابیت سنتی سیاست منطقه‌ای کم تنش‌تری را دنبال می‌کرد؛ ۸- این چشم‌انداز عربستان دکوری سطحی است، پشت پرده ماجرای دیگری است. وعده‌هایی به عربستان داده‌اند که شما را مثل امارات می‌کنیم، بالاخره یک بازاری است، ولی اینجا سرزمین وحی و مبدأ اسلام است، اینکه می‌خواهند نزدیک جده و مکه مکرمه چنین کاری کنند، طرحی فراتر از یک چشم‌انداز ملی است، ۹٫ آمریکا نظریه مهار چندجانبه را مطرح کرده که خروجی و نتیجه تلاش شورای روابط خارجی است. این نظریه از انقلاب اسلامی شروع شد هر چند در آن مورد شکست خورد ولی در غرب آسیا و شمال آفریقا سال‌ها است این نظریه را پیاده کرده‌اند؛ هم بخش اقتصادی دارد، هم جنگ نیابتی، هم تخاصم و درآمدزایی حاصل از آن را دارد. خروجی آینده‌پژوهی ما هم باید عمیق‌تر از چشم‌انداز نویسی باشد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>